خرید بک لینک
من فکر می کنم مهم ترین عواملی که من رو به اینجا کشوندند ابتدا مذهب، وضعیت ایران و سپس شخصیت خودم بود.تو این سالهای پس از دبیرستان من بارها عاشق شدم شعر نوشتم متعهد به انسان موندم و سعی کردم دوست خوبی برای انسانهایی که من رو میشناختند باقی بمونم. اما یه چیزی مثل خوره تمام روحم رو جوید. نداشتن یه خونه مناسب و شرایط اقتصادی بد خانواده شاید جزو عواملی بودند که اعتماد به نفس من رو وقتی از دختری خوشم می اومد به شدت تحت تاثیر قرار می دادند. من آدم بدی نبودم و شاید اکر این مشکلات نبود پیش از این بهترین دخترایی رو که میشناختم برای زندگی کردن انتخاب می کردم. اما از همون سال اول مشکل اقتصادی در کنار تفاوت مذهب جزو عواملی بودند که من رو از بالای کوه به دره پرت می کردند. همیشه یک طرف قطع شدن رابطه ام تفاوت مذهبی بود و این تفاوت مثل پتکی روی سرم کوبیده میشد. حتی امروز هم که دیگه ایران نیستم وقتی برای مدتی یادم رفته بود این مسایل رو و خواستم با دختری با شخصیت و کمالات از ایران پیشنهاد بدم بعد از کلی صحبت در حالی که همه چیز خوب بود وقتی بهش گفتم من مذهبم باهات فرق داره، کاملا رفتارش عوض شد و من تا هفته ها داشتم در مورد مذهب و خانواده براش توضیح می دادم. ولی در آخر با اینکه هیچ مشکلی هم نداشتیم گفت من مشخصا به خاطر مذهب نمی تونم قبول کنم و ادامه رابطه ما به جایی نمی رسه چون خانواده من هرگز نخواهند پذیرفت.من به خاطر همین مسایل از سال پیش دچار اضطراب شدم اعتماد به نفس و عزت نفسم از دست رفته بود و آدمی شده بودم که انگار هیچ اهمیتی برای کسی نداره و یک انگ رو با خودش حمل می کنه. در حالی که من همون دوست مهربون و صبور همیشگی بودم.من بخاطر پنهان کردن مذهبم بارها دچار حملات اضطراب شدم و وقتی پذیرش گ

برچسب: نویسنده: مریم زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1402 ساعت: 22:03

صفحه بندی